... رادین با اجازه دکتر اولین غذای کمکیش رو می خوره ...
بعد از اون مریضی سخت که به دلیل سرفه های شدید رادین جون و تعطیلی چند روزه که دکتر رادین جون نبود و به مسافرت رفته بود و ما مجبور شدیم رادین رو به بیمارستان کودکان ببریم ، امروز دارم رادین رو می برم تا دکترش ببیندش تا از سلامتیش مطمئن بشم و اگه نیاز به تغییر تو داروهاش هست دکتر دستورش رو بده ...
هو الرازق
- رادین با اجازه دکتر اولین غذای کمکیش رو می خوره 09/02/1391
بعد از اون مریضی سخت که به دلیل سرفه های شدید رادین جون و تعطیلی چند روزه که دکتر رادین جون نبود، ما مجبور شدیم رادین رو به بیمارستان کودکان ببریم ، امروز دارم رادین رو می برم تا دکترش ببیندش تا از سلامتیش مطمئن بشم و اگه نیاز به تغییر تو داروهاش هست دکتر دستورش رو بده
شنبه ظهره من و رادین به اتفاق بابا احمد رادین رو به مطب دکتر بردیم.
دکتر بعد شنیدن شرح حال رادین رو ویزیت کرد و داروهای رادین رو تغییر داد.
به دکتر گفتم که رادین تو این جند روزه از مریضی لاغر شده دکتر هم به شوخی گفت:" بیا آقا رادین ، پاشو وزنت کنم ، مامانت مجبورم کرد که بهش ثابت کنم که لاغر نشدی ،تا خیالش راحت بشه ."
بعد از کشیدن دیدم فقط نیم کیلو لاغر شده ، در حالی که من فکر کی کردم دو سه کیلوایی کم کرده .
و بعد دکتر ازم پرسید چقدر لاغر شده من با خجالت گفتم :"هیچی"
دکتر در حا ل نوشتن قد و وزن رادین تو دفترچه بهم گفت:" تو مریضی آدم صورتش ضعیف می شه و این امر طبیعیه و جای نگرانی نیست " . بعد ازم پرسید :" غذای کمکی چی میدی؟ " و من گفتم:" هیچی" و همون روز مجوز دادن غذای کمکی به رادین رو صادر کرد .
و از اون روز به بعد من واست سوپ می پختم و غذاهای مناسب سنت .
نوش جون پسرم . ایشالا قوی بشی ، بزرگ بشی ، و دکتر بشی عشق من..................



... رادین با اجازه دکتر اولین غذای کمکیش رو می خوره ...
