زیباترین هدیه خدا ، رادین پسریزیباترین هدیه خدا ، رادین پسری، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 23 روز سن داره
پیوند بهار زندگیمونپیوند بهار زندگیمون، تا این لحظه: 17 سال و 5 ماه و 27 روز سن داره

"ב ر نـــــیــــــــــ♥ـــــــــــمـــه راه پاییــــــــز "

... رادین با اجازه دکتر اولین غذای کمکیش رو می خوره ...

1391/2/9 18:14
نویسنده : مامان رادين
254 بازدید
اشتراک گذاری

بعد از اون مریضی سخت که به دلیل سرفه های شدید رادین جون و تعطیلی چند روزه که دکتر رادین جون نبود و به مسافرت رفته بود و ما مجبور شدیم رادین رو به بیمارستان کودکان ببریم ، امروز دارم رادین رو می برم تا دکترش ببیندش تا از سلامتیش مطمئن بشم و اگه نیاز به تغییر تو داروهاش هست دکتر دستورش رو بده ...

هو الرازق

  • رادین با اجازه دکتر اولین غذای کمکیش رو می خوره                  09/02/1391              

بعد از اون مریضی سخت که به دلیل سرفه های شدید رادین جون و تعطیلی چند روزه که دکتر رادین جون نبود، ما مجبور شدیم رادین رو به بیمارستان کودکان ببریم ، امروز دارم رادین رو می برم تا دکترش ببیندش تا از سلامتیش مطمئن بشم و اگه نیاز به تغییر تو داروهاش هست دکتر دستورش رو بده

شنبه ظهره من و رادین به اتفاق بابا احمد رادین رو به مطب دکتر بردیم.

دکتر بعد شنیدن شرح حال رادین رو ویزیت  کرد و داروهای رادین  رو تغییر داد.

 به دکتر گفتم که رادین تو این جند روزه از مریضی لاغر شده دکتر هم به شوخی گفت:" بیا آقا رادین ، پاشو وزنت کنم ، مامانت مجبورم کرد که بهش ثابت کنم که لاغر نشدی ،تا خیالش راحت بشه ."

بعد از کشیدن دیدم فقط نیم کیلو لاغر شده ، در حالی که من فکر کی کردم دو سه کیلوایی کم کرده .

و  بعد دکتر ازم پرسید چقدر لاغر شده من با خجالت گفتم :"هیچی"

دکتر در حا ل نوشتن قد و وزن رادین تو دفترچه بهم گفت:" تو مریضی آدم صورتش ضعیف می شه و این امر طبیعیه و جای نگرانی نیست " .  بعد ازم پرسید :" غذای کمکی چی میدی؟ " و من گفتم:" هیچی" و همون روز مجوز دادن غذای کمکی  به رادین رو صادر کرد .

و از اون روز به بعد من واست سوپ می پختم و غذاهای مناسب سنت .

نوش جون پسرم . ایشالا قوی بشی ، بزرگ بشی  ، و دکتر بشی عشق من..................

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

نایسل
31 شهریور 91 19:46
نوش جونت پسرک گل
بابای ملیسا
1 مهر 91 0:50
سلام . وبلاگتون مثل همیشه زیبا و قشنگه . وبلاگ ملیسا خانم با موضوع تولد یکسالگی ملیسا و سی و یکسالگی بابای ملیسا به روز شد . خوشحال میشیم که با اومدنتون و گذاشتن یه دستنوشته به یادگار ، تولد ملیسا جون رو زیباتر و باشکوهتر کنید . منتظرتون هستیم .